از نامه که به کرملین فرستاده بودم حتما آگاه هستید. و ذکر شده های نامه را هم فهمیدید. من هم فهمیدم که اقتصادشما خراب شده چندان مزه تان نمانده است و مثل دورانهای اول مرا یاری نمیکنید. حالا انتخابات هم نزدیک شده اگر من دوتا نخود به دایکندی و یک میل کلاشیکوف را به سربازانانم ندهم امکان برد من در انتخابات خیلی کم میباشد. شما اگر میخواهید میدان را ازآن خود کنید لطف نمایید مرا یاری کنید. من میدانم که من شما را آوردم و حالا برد میدان با شما میباشد ولی اگر بازهم مرا یاری نکنید دیگر میدان را به شما نخواهم سپرد.
یادتان نرود! خودتان میدانید که روسیه هم وضع خوبی دارد و هم نزدیک به ما میباشد و خودتان میدانید که چند دیر پیش جورجیا را به چه روز رسانده بود زورشان را دیدید.
من همیشه مشتری دارم چه شما و یا هم روسیه اگر شما مادیات و چوکی های بیشتر و بالا تر را نصیب من گردانید بدون کدام چونه و کش کردن مملکت از شما میباشد اما اگر نتوانستید که اینکار را انجام دهید من اینبار به روسیه میفروشم. از جواب روسیه هم خبردار شدید که آقای خیربیبنه خریدار میباشد و جواب مثبت ایشان هم به ما رسیده است. شما ختم دوران بوش را ختم من ندانید.
توجه!
لطف کنید زودتر خود تان را بخارانید چون من در اوج تنگوقتی قرار گرفته ام هر چه میتوانید برای برنده شدن من در انتخابات انجام دهید ورنه مرامطلع نمایید تا با روسیه معامله نمایم برای اینکه قدرت لعنتی را ازدست ندهم . اگر تا انتخابات شنگ تانرا معلوم نکردید من از چوکی ام به زمین خواهم افتاد.
درپایان باز هم التماس مینمایم که لطفا از هر طریق که شده مرا باز هم به عنوان ریس جمهور انتخاب نمایید لطفا دلتان به حالم بسوزد اگر باورتان نمیشود عکس گریان صفت مرا در صفحه بی بی سی مشاهده نمایید.
خدایا کاش دو وطن میداشتم تا اگر از این وطن رانده میشدم به سودای دیگری میپرداختم.

