این منم نه خود شناسم
نه به تو سوگند آرم
نه زتو حلال جویم
چون
همه لحظه ام گناه است
عشق جاویدان قلب و
شرط بودن وجودم
سفر به قلب تواست
روی جاده صداقت
تن و تنهایم مسافر
راه در جلو ندارم
بیش ازین راه به خرابه است
زندگی زتو غریبم
لحظه هایت به من حرام شد
حریم من و تو باشد
بین صادق و دغل کار
آخرت کجای آخر
زیر چتر خود مرا گیر
چونکه زین دنیا بریدم
خانه ام دیار تو است.
+ نوشته شده توسط رسول در Fri 6 Feb 2009 و ساعت
12:8 |

