باز گرد زبان بگشا
تو چه خواهی گفت به ما
پیام زبعد مرگت
آر ودل مان برها.
گو! چه بود؟ کیها را دیدی؟
به بهشت ودوزخ آنجا
که به رنج و که به غم بود
کلید بهشت به کجا؟
تو که رفتی بعد مرگت
همه سوگوار بودیم
تخت به جمشید
بخت به نیکبخت
فغان به فغانستان بود.
کار ما بود بعد مرگت
تسلیت٬تاسف خوردن
راه انداختن پروتست
دفن هر یکی شروع شد
قبر تو اینجا وقبر
قربان و سدو به آنجا.
بعد مرگت
خانه چشمان زلمی
آب بود و آب بود
شعر مادر همه روزه
آه بود آه بود.
جمهوری وتخت شاهی گفت ما متاسفیم
اما
خانه هایش همه شب
در جشن و رقص و تاب بود
حتی
یکدفعه صدانزد
قربان وسدو به کجا؟
+ نوشته شده توسط رسول در Thu 7 May 2009 و ساعت
21:1 |

